
|
|
|
سلام یه بار باهاتون خداحافظی کردم ولی این بار دیگه آخرین خداحافظیه که میکنم دقیقا" دوشنبه ۱۸/۲ ساعت هشت صبح باید خودمو معرفیکنم نوشته شده توسط موجی نت تاریخ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 17:25 |+|
خداوندا تو ميداني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است چه رنجي ميکشد آنکس که انسان است و از احساس سر شار است نوشته شده توسط موجی نت تاریخ یکشنبه سیزدهم فروردین 1385 و ساعت 3:22 |+|
بنام دو گل زیبای بهشت یکی عشق و دیگری سرنوشت سلام ..من فرزانه از وبلاگ پیله های پرواز هستم.....یک مدتی به جای دوست عزیزم موجی آپ می کنم.....تا این وبلاگ در این مدتی که موجی نیستش بسته نمونه..... من خراب رفاقتم ...اونایی که منو میشناسن به این مشخصه ی من اعتقاد دارن ...امیدوارم لایق این کار باشم....امیدوارم هرچه زودتر هم مشکل موجی برطرف بشه و خودش دوباره وبلاگ رو راه اندازی کنه.... اول این که : HAPPY NEW YEAR امیدوارم سال خوبی برای همه شما عزیزان باشه...و در صحت و سلامتی کامل به سر ببرین....... هم آوا شدیم با آن پاکدل ترین عاشق این آب و خاک و ((نیایش )) او: آفتاب ، که فروغ رخ زرتشت در آن گل کرده است. آسمانت ، که زخمخانه ی حافظ قدحی آورده است. کوهسارت ، که بر آن همت فردوسی پر گسترده است. بوستانت ، که نسیم نفس سعدی جان پرورده است. موجی جان : امیدوارم قطار زندگیت همیشه بر روی ریلهای خوشبختی حرکت کنه.. نوشته شده توسط موجی نت تاریخ سه شنبه یکم فروردین 1385 و ساعت 0:38 |+|
سلام به دوستای گلم که تو اين چند ماه لطف کرديد و اومديدو مطالبمو خونديد... بابت دير آپ کردنم واقعا معذرت می خوام ... امروز نيومدم اينجا تا مطلب خاصی رو بنويسم فقط خواستم بيام که برای يه مدتی ازتون خداحافظی کنم ... آخه اگه خدا بخواد برج ۲ امسال یعنی ۸۵ باید برم سربازی به هر حال نمی تونم بگم واسه هميشه خداحافظ چون می دونم دوباره آپديت می کنم حالا نمی دونم شايد يه هفته ديگه شايد يه ماه ديگه شايدم يه سال ديگه... ولی قول می دم که بيام... مطالب جالبی رو توی وبلاگاتون خوندم گرچه خيلياش غم انگيز بود... من با اينکه سنم زياد نيس ولی خيلی چيزا رو با همين چشمام نيگا کنيد با همين چشمام >>>> ديدم ... فقط با خدا باش چون اون تنها کسيه که هيچ وقت به ضررت کار نميکنه هيچوقــــــــــــــــــــــــــــــــــــت... هميشه هر چی که پيش مياد بدون توش صلاحی بوده و پشتش حکمتی... خدا همه چی به ما ها ميده هر چی که بخوايم! آخه اين به من توی همين هفته ثابت شد خلاصه .... اينکه می گن ياد خدا آرامش بخش دلهاس راس گفتن... باور نمی کني؟ همين امشب برو نماز بخون تا باور کنی! خدا خيلی باحاله خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــلی...من اين همه حرف زدم که خوشحال ببينمتا!!! بچه ها.... مراقب خودتون باشيد ... دلم واسه اين روزا تنگ ميشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه! این عکس پایین رو هم هویجوری گذاشتم ربطی به موضوع بالا نداره نوشته شده توسط موجی نت تاریخ دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384 و ساعت 13:53 |+|
آری ... آری آغاز دوست داشتن است. گرچه ... گرچه پایانی راه ناپیداست. من به پایانی دیگر نیندیشم. که همین دوست داشتن ودوست زیباست. که همین دوست داشتن نوشته شده توسط موجی نت تاریخ یکشنبه هجدهم دی 1384 و ساعت 15:56 |+|
بازگشت با سلام بعد از مدتها دوباره میخواهم بنویسم . بعضی اوقات آدما دچار حالاتی میشن که دیگه به نوشتن سردرگمی میشه که واقعا نمیتونه تعریفی از موقعیت خودش ارائه کنه. نمیدونم من اینطوری هستم یا برای همه ممکنه پیش بیاید. گاهی که توی قاب عکس به خودم نگاه میکنم فکر میکنم به یک غریبه دارم نگاه میکنم و انگار فرسنگها و حتی سالهای سال از خودم دورم. آیا انسان اینقدر ناتوان و حقیر هست که حتی از عهده خودش هم برنمیاد؟ باید خیلی ضعیف شده باشم که نتونم حتی در مورد خودم تعریفی ارائه کنم یا شاید اشتباه میکنم، شاید راهم همین است که باید بپیمایم. گاهی اوقات همه چیز خوب پیش میروه و تو احساس رضایت میکنی، تصور می کنی که داری پیشرفت میکنی و پیش میری در جهت اهدافت و هر روز بهتر میشی میبینی که فقط پری برای پرواز میخواهی تا از خودت ، از چیزی که هستی لذت ببری. میخواهی خودت رو از اون بالا ببینی و بفهمی که چه شکلی هستی . میخواهی سرعتت رو زیاد کنی هر چه بیشتر در حد نهایت توان میخوای که به سرعت نور برسی از اون هم بگذری تا زمان برات بیمفهوم بشه فکر میکنی این طوری بهتره احساس قدرت بیشتری میکنی احساس شعور عقلانیت تسلط و توان مندی بیشتر. فکر میکنی دیگه توی این شرایط داری درست میری و دیگهاشتباه نخواهی کرد. چه تصوری از یک انسان و یا خودت داری؟ یک انسان دوست داره چه کارهایی انجام بده؟ به کجا میخواد برسه؟ همه اینا به کجا ختم میشن؟ احساسات عجیب و غریبی که گاه و بیگاه سراغتو میگیرن از کجای وجودت نشات میگیرند؟ به کجا ، به کدامین قله راه میپیمایند؟ چند تا از قلههایی که تصور میکنی، به دردت میخورن؟ تو به کدامین سو میروی؟ .......... نوشته شده توسط موجی نت تاریخ شنبه دهم دی 1384 و ساعت 14:1 |+|
در اوج دلتنگی و دلشکستگی ، در نهايت بی کسی و بغض زمانی که همه فراموشت کرده اند و محبت و دوستی را از تو دريغ می کنند، آن زمان که دستی نمی بينی تا به ياريت بشتابد و شانه های خسته و غمگينت را پناهی باشد ، بدان که هميشه گوش شنوايی منتظر شنيدن غصه های توست، آرام غصه هايت را بگو، بغضهای کهنه و نشکسته ات را در حضورش بشکن و از جاری شدن اشکهای بی بهانه ات شرم نکن... نوشته شده توسط موجی نت تاریخ پنجشنبه نوزدهم آبان 1384 و ساعت 16:57 |+|
۱۰۰۰ بار، ۹۰۰ جمله ي عاشقانه را در ۸۰۰ جاي مختلف بين ۷۰۰ نفر به ۶۰۰ زبان مطرح کردم. ۵۰۰ نفر آنها ۴۰۰ جمله را به ۳۰۰ زبان در ۲۰۰ برگ ترجمه کردند. ۱۰۰ برگ براي تو در ۹۰ روز، روزي ۸۰ مرتبه خواندم. ۷۰ جمله ي آن را در روز، روزي ۶۰ مرتبه به صورت ۵۰ تايي براي خودت تکرار کردي و ۴۰ تاي آن را آموختي پس از ۳۰ دقيقه ۲۰ بار آن را از تو سوال کردم و تو به ۱۰ سوال من ۹ مرتبه ۸ سوال ۷ جواب صحيح دادي و در فاصله ي ۶ روز، روزي ۵ مرتبه در ۴ ساعت تو را به ۳ مکان از مکان هاي عاشقانه دعوت کردم ۲ ساعت التماس کردم تا ۱ مرتبه گفتي: دوستت دارم نوشته شده توسط موجی نت تاریخ پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384 و ساعت 22:21 |+|
|